ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
21
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
اوّل : مبادا مرگ پيش از آنكه وى آنچه در دل دارد از پند وحكمت بازگو كند ، گريبان أو را بگيرد . دوم : مبادا در انديشهاش كاستى پديد آيد ، زيرا موقع بالا رفتن عمر قواى نفساني به علّت ضعف ارواحى كه حامل اين قواست - كاهش مىيابد ، در نتيجة از فعاليّت عقل وكسب نظرات صحيح كاسته مىشود . سوم : [ ترس آن حضرت از اين بود كه مبادا ] خواهشهاى نفساني بر سفارشهاى أو سبقت گيرند ، زيرا فرزند اگر در عنفوان جوانى تربيت نگردد وقواى نفسانىاش در جهت پيروى از عقل وهمگامى با أو ساخته نشود اين آمادگى را خواهد داشت كه قواى حيوانىاش أو را به طرف خواستهاى خود متمايل سازد ، وبه سمت به كار بردن قواى نفسش در راه هوا وهوس كشيده شود ، در نتيجة فريب مىخورد ، از راه حقيقت وآنچه شايستهء اوست بازماند . در اين صورت همچون شتر سركشى ، رام نشدنى مىگردد . وجه تشبيه اين است كه واداشتن وجذب أو به سمت حق وحقيقت دشوار مىگردد ، چنانكه راهبرى شتر سركش ورام ساختن آن در جهت استفاده وبهرهبردارى دشوار است . ( 60503 - 60492 ) سپس فرزند را بر ضرورت گرايش به أدب وافشاندن بذر أدب در دل وى به وسيله قياس مضمرى توجه داده است كه صغراى آن عبارت وانما قلب الحدث تا جملهء ، قبلته ، مىباشد . وبه وجه شبه با اين گفتهء خود اشاره كرده است : وآنچه در دل زمين بيفشانند ، مىپذيرد . توضيح مطلب از اين قرار است كه چون قلب نوجوان خالى از هر نوع نقش عقيدتي وغير عقيدتي است وبا اين تربيت آمادهء پذيرش هر نوع نقشى از نيك وبد است كه در آن ترسيم كنند ، آن را تشبيه فرموده به زمينى خالى از گياه وزراعت كه پذيراى هر نوع بذرى است كه در آن بيفشانند . به اين ترتيب كبراى قياس چنين مىشود :